تبليغاتX
پیامبر دیوانه - ژوکر

پیامبر دیوانه

در حاشیهُ خودم
ژوکر

همیشه هست ، اما بیرون از بازی !!

با اونهاست اما نه خالی داره نه رقم و علامت مشخصی !!

به هیچ کدوم ازخانواده های چهار گانه تعلق نداره و تو قید و بند هیچ حکمی نمیگنجه !

در گیر بالا دست و فرو دست نیست و …

 

ورق ها دنیای عجیبی دارن و این میون ژوکر پر رمز و رازتر از دیگران به نظر میاد .

چیزی مشابه یه تقویم ، که البته این تقویم فوق العاده منظم تدوین شده .

سال 365 روزه ، 52 هفته که هر کدوم از اونا نمایندۀ یک ورقه .

اما پنجاه و دو ضربدر هفت که میشه 364 پس اون یه روزی که باقی مونه روزه ژوکر باید باشه .

این پنجاه و دو ورق رو میشه سیزده ماه بیست و هشت روزه (مثه فوریه) هم دید .

ماه اول تک تا ماه آخر که شاه .

از طرفی مجموع کارت های هر خال (تک یک تا شاه که سیزدهه ) نود و یک میشه و چهار ضربدر نود و یک میشه چند ؟

بله ، همون سیصدو شصت و چهار و تنها روز باقیمونده مختصه  ژوکره !!!

گاهی که سال کبیسه است دو روز ژوکر خواهیم داشت (سی ام اسفند مثه همین سالی که گذشت برای تقویم شمسی ما ایرانی ها و بیست و نهم فوریه برای تقویم میلادی) ، و این میون هر دو روز ژوکر با فاصله ای چهار ساله از هم جدا میشن . این دوره با سال خشت آغاز میشه و با سال های خاج و دل و بلأخره پیک دنبال میشه . حتی خود سال به چهار فصل به همون ترتیبی که گفتم تقسیم میشه . به این ترتیب همۀ ورق ها هفته و ماه خاص دارن و فقط ژوکره که تنها به داشتن روز بسنده کرده .

 

ژوکر با اون لباس های مضحک و چهرۀ لوده یک نماده .

نماد از بیرون گود ماجرا رو دیدن ، یه ناظر فهیم و با درک و شعور .

من خودم اکثر دست ورق هائی که دیدم ژوکرش یه سمبل از " دیدن " به همراه داشته که غالباً نشسته بر ماه با دوربینی در دست و بر چشم داره پائین شو نگاه می کنه .

ژوکر نماد آدمایی از دنیای ماست که اسیر بازی نیستن و فارغ از رنگها و جایگاه ها ، زندگی رو می بینن و لمسش می کنن و به سان آدمهایی که مثه کارتهای بازی اسیر قوانین و حکم و درجات و برش های درون اون هستن کور کورانه و بی اختیار زندگی نمی کنن .

رسیدن به جایگاه ژوکر متضمن گذار از خیلی چیزهای دم دستیه .

اولینش لذت و اغوای تو چشم بودن

سخته ، مگه نه ؟

 

به تصویر ژوکر ها بیشتر دقت کنیم  ..

جای حرف خیلی داره

 

  • برگرفته از رمان "راز فال ورق " از " یوستین گوردر "
+نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت18:20توسط محمد بیرانوند |