تبليغاتX
پیامبر دیوانه - کیمیا

پیامبر دیوانه

در حاشیهُ خودم
کیمیا
 

نقش سرمايه هاي مادي تو زندگي امروز ما انكار ناپذيره ، اما اين سرمايه هاي عاطفي هستن كه طعم و عطر حال و احوال ما رو شكل ميدن .

يقيناً واژهْ " دوست " كه ميتونه مونس و همسر و همدم و رفيق شفيق آدم و دوست پسر و دوست دختر و تاج سر و عزيز دل و دوست و دو ست و دوست ... آدم باشه مصداق همون سرمايهْ عاطفيه ، حالا تو هركدوم از گروه بندي هاي نمونه اي كه من نوشتم يا گروه ها و رنج هاي ديگه اي كه هر كسي مي تونه تو ذهنش داشته باشه قرار بگيره .

نوع زيستن در هزارهْ سوم خود به خود تش زا و پر استرسه و اين فشارهاي بيروني آدم رو نيازمند داشتن دوست بعنوان سرمايه اي عاطفي در تقابل با اين هجمه بيشتر از پيش – كه البته انسان از بدو خلقت به رابطهْ دوستانه نيازمند بوده و ازش بهره برده – كرده .

هر كدوم از ما به فراخور ديپلماسي برخوردي و شخصيمون و نياز هاي درونيمون دوستي هايي رو براي خودمون ايجاد مي كنيم .

قصهْ كوتاه من از اينجا ، يعني بعد از بوجود اومدن رابطه ، شروع ميشه :

 

يك دوستي ، يك همدلي ، يك رابطهْ‌ عاطفي ، يك ... شروع شده .

بسته به كشش طرفين رابطه تا يه مدت محدود همه چيز خوبه و دلچسب اما بعد از فروكش كردن جلوه هاي مشترك و شيرين برجسته شده در  ابتداي قصه و خرج كردن پتانسيل نهفتهْ از قبل ذخيره شده به روح برهنهْ (خود حقيقي ) هم ميرسيم .

از اينجا به بعده كه هنر تداوم يه رابطه تو وجود ما محك ميخوره .

سقفي بدون پايه هاي مستحكم

بايد ستون هاش رو با جوهر دوستي محكم كرد ، بايد پاي رفاقت بود .

بايد رفيق راس راستكي بود !!!

تا اينجا اومدنش سخت نيست از اين به بعدش سخته . زماني كه باعث بوجود اومدن نيازهايي در ديگري شدي كه برآورده شدنشون در وجود تو خلاصه ميشه ، از بودنت گرفته تا حتي ايثار .

تق قضيه الان صداش درمياد .

من تو اين روزا اسطوره كه سهله ، حتي يه مورد قابل دفاع هم نميبينم .

اول از همه خودم

همه ديگري رو فقط براي خواسته هاي خودمون و طبق ميلمون ميخوايم ، يه مسكن كه در لحظه اوني باشه كه نياز اون لحظهْ ماست ، اون رو نميبينم ، خودخواهي خودمون رو همه چي سايه ميندازه .

اين فقط يه روي سكه اس ، روي ديگه اش اينه كه وقتي ديگري با نيازش وخودخواهيش _ نيازي كه بودن ما بوجودش آورده – به سراغمون مياد چون حس ما بر حس اون منطبق نيست حوصله شو نداريم ، نميفهميمش ، عجيب غريب به نظرمون مياد اونقد كه حتي گاهي فكر ميكنيم از مريخ اومده با خواسته هاش ، دنيامون دو تا ميشه !!!

پسش ميزنيم ، دو درش ميكنيم ، حتي تحملش برامون سخت ميشه چه برسه به ايثار !!

از دوستي و رفاقت فقط لفظش رو يدك مي كشيم بي هيچ تعهدي !

...

 

اين پروسهْ دردناك ولي در عين حال مضحك رو بارها ديدم و حتي تجربه كردم .

البته نه فقط تو دوستي هاي بين جنس مخالف (و مورد ازدواج) كه حتي تو رفاقت هاي دو پسر با هم (رفاقت دخترا از قديم هم چنگي به دل نميزده چه برسه به حالا كه همه چي مسخ شده ) !!

 

                                      دوست خوب و حقيقي كيميا شده

 

پاورقي :

                   سالي كه گذشت در حيطهْ زندگي اجتماعي و دنياي بيرونم سال پر بار و خوبي بود برام اما اونچه كه به خودم و دنياي درونم مربوط ميشه فقط تكرار يه دور باطل و درجا زدن بود ، استفاده نكردن درست از سرمايه هاي عاطفيم .

 

براي خودم و تك تك شما دوستاي خوبم ارزوي سالي با دوستي هاي حقيقي مي كنم .

تندرست و پيروز و رفيق باشيد و سال نو مبارک .

 

                        آمد بهار و پیرهن بیشه نو شود

                        نوتر برآورد گل اگر ریشه نو شود

                       زیباست روی کاکل سبزت کله نو

                       زیباتر آنکه در سرت اندیشه نو شود .

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت13:47توسط محمد بیرانوند |