تبليغاتX
پیامبر دیوانه - انگار "نه" و "نشدن" به پیشونیش (پیشونیم) مهر شده !

پیامبر دیوانه

در حاشیهُ خودم

 

شنيده ام يك جايي هست 

جايي دور

كه هر وقت از فراموشي خواب ها دلت گرفت

مي تواني  تمام ترانه هاي دختران مي خوش را

به ياد آوري

مي تواني بي اشاره ي اسمي 

بروي به باران بگويي دوستت مي دارم 

بگويي يك پياله آب خنك مي خواهم

براي زائران خسته مي خواهم 

 

ديگر بس است غم بي بامداد نان و هلاهل دلهره 

ديگر بس است اين همه 

بي راه رفتن من و بي چرا آمدن تو 

من چمدانم را برداشته ام 

دارم مي روم

تمام واژه ها را  براي باد باقي گذاشته ام 

تمام باران ها را به همان پياله ي شكسته بخشيده ام 

دارايي بي پايان اين همه علاقه نيز 

 

شنيده ام يك جايي هست

حدس هواي رفتنش آسان است 

تو هم بيا ....

                                                                        سید علی صالحی

 

میگفت یه روز خوب میاد

نیومد

نساختمش

حالا هم میریم

میره

به این امید که یه جای خوب هست

شابد باشه ...

ویروونه ها جای زندگی نیست

میخواد بره واسه اینکه "زندگی" کنه

خب راست میگه ....

من هم شنيده ام يك جايي هست ....

نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 21:20 توسط محمد بیرانوند| |

Design By : Night Melody