|
بنام خدا تردیدها به ما خیانت می کنند و ما را از پیروزیهای احتمالی که نصیبمان خواهد شد دور می سازند . ویلیام شکسپیر سلام به همهء دوستان عزیز آقایون خانوما تو کاراتون چقد مرددید ؟ چقد متزلزلید ؟ اصلاْ این تردیدها از کجا میاد ؟ چی میشه که آدم وسط کار یهو جا میزنه ؟ و ده ها سوال این مدلیه دیگه . مسلماْ بوجود اومدن این مورد در حین کار راندمان رو پائین میاره و چه بسیار وقتا که اصلاْ کله ات میکنه . ایمان به اون فکر و عقیده و ایمان به انجام کار راه مبارزه با تردیده . اما این ایمان همیشه و در طول زمان دستخوش ضعف یا قوت نمیشه ؟ واسه مایی که در چارچوب زمان محدودیم هر آن می تونه یه لحظه تاثیرگذارباشه و در شدت یا ضعف ایمان ما موثر . اما این همه آسمون ریسمون بافتم که بگم هر چند که عوامل زیادی روی ارادهء انسان اثر میزاره اما اگه ماها خودمون و هدفمون رو خوب بشناسیم و ارزیابی کنیم اونوقته که در مقابل نفوذ تردیدها نمیگم روئین تن میشیم اما حداقل توان غلبه بر اکثرشون رو پیدامی کنیم فقط کافیه که بخوایم . ( اصلاْ اون چیزی که تو ذهنم بود رو نتونستم بنویسم پاینده باشید یا علی
باغ آینه چراغی به دستم چراغی در برابرم . من به جنگ سیاهی می روم . گهواره های خسته گی ازکشاکش رفت وآمدها باز ایستاده اند وخورشیدی از اعماق کهکشانهای خاکستر شده را روشن می کند. * فریادهای عاصی آذرخش ـ هنگامی که تگرگ در بطن بی قرار ابر نطفه می بندد . و درد خاموش وار تاک ـ هنگامی که غوره ی خرد در انتهای شاخ سار طولانی پیچ پیچ جوانه می زند . فریاد من همه گریز از درد بود چرا که من در وحشت انگیز ترین شب ها آفتاب را به دعائی نومیدوارطلب می کرده ام * تو از خورشید ها آمده ا ی از سپیده دم ها آمده ای تو از آینه ها و ابریشم ها آمده ای . * در خلئی که نه خدا بود و نه آتش نگاه و اعتماد تو را به دعائی نومیدوارطلب کرده بودم . جریانی جدی در فاصله ی دومرگ در تهی میان دو تنها یی ـ { نگاه و اعتماد تو بدین گونه است! } * شادی ی تو بی رحم است و بزرگ وار نفس ات در دستهای خالی من ترانه و سبزی ست من بر می خیزم ! چراغی در دست چراغی در دل ام . زنگار روح ام را صیقل می زنم . آینه ئی برابر آینه ات می گذارم تا با تو ابدیتی بسازم . احمد شاملو سالروز تولد احمد شاملو اسطورهء شعر معاصر رو به همهء دوستدارنش تبریک میگم
|
|
